عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

171

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

ذكر حكومت امير اختيار الدّين حسن امير اختيار الدّين حسن به خصايل حميده و اخلاق پسنديده آراسته بود . به سعى جميل او « 1 » حال ضعفاء كرمان كه مجروح ضربت حوادث بودند رونقى گرفت و در مدّت چند سال كه « 2 » در آن يار بود رعايا « 3 » آسوده بودند و از اطراف و اكناف مردم روى بدان ديار آوردند و شهر و ولايت معمور شد . بعد از آن خبر وفات شاه محمود برسيد و شاه شجاع متوجه اصفهان شد . بعد از ضبط اصفهان عزيمت تبريز كرد و ذكر « 4 » هر يك به موضع خود شرح داده آيد إن شاء اللّه وحده . در اواخر شهور سنهء خمس و ثمانين و سبعماية به وقتى كه شاه شجاع در ظاهر شوشتر بود ، امير اختيار الدّين حسن از كرمان بريدى را به تعجيل روانه داشت كه حضرت امير صاحبقران قطب الحقّ و الدّين ، امير تيمور گورگان - انار اللّه برهانه - از آب جيحون عبور نموده بر ظاهر سجستان هجوم كرد و سيستان را به اندك « 5 » مدّتى مسخّر گردانيد . با وجود آنكه در مقام محبّت و يگانگى است امكان دارد كه متوجه كرمان شود و دفع آن بليّه انديشيدن بر رأى رزين و فكر دوربين پادشاه واجب باشد . شاه شجاع از اين خبر پريشان و مضطرب احوال گشت . بعد از آن دوات و قلم خواست و به دست خود اين جواب نبشته به كرمان فرستاد : « امير اختيار الدّين حسن قلق و اضطرابى كه در باب محاصرهء سيستان نموده بىتكلّف به جاى خودست . امّا معلوم داند كه ملك اسلام قطب الدّين بادى آن معنى « 6 » شده و ايلچيان آن حضرت را اذيّت رسانيده . اگر انتقامى پذيرد « 7 » جزاى عمل او باشد . الّا « 8 » حضرت « 9 » نويين اعظم ، خسرو مرز

--> ( 1 ) ما ندارد . ( 2 ) ما ندارد . ( 3 ) اساس : مردم رعايا . ( 4 ) اساس : شرح . ( 5 ) اساس : بايد كه . ( 6 ) ما ندارد . ( 7 ) گ ، ما ندارند . ( 8 ) ما ندارد . ( 9 ) ما : اعلى حضرت .